عشق حقیقی

 

گویند که مردی بر زنی عارفه رسید، و جمال آن زن در دل آن مرد اثر کرد

گفت: ای زن من خویشتن را از دست بدادم در هوای تو

زن گفت: چرا نه در خواهرم نگری که از من با جمال تر است و نیکوتر؟

گفت: کجاست آن خواهر تو تا ببینم؟

زن گفت: برو ای باطل که عاشقی نه کار توست. اگر دعوی دوست مات (دوستی ما ات) درست بودی تو را پروای دیگری نبودی.

 

رب العالمین گفت: دوستی مومنان ما را نه چون دوستی کافران ست بتان را، که هر یک چندی به دیگری گرایند، بلکه ایشان (مومنان) هرگز از ما بر نگردند، و به دیگری نگرایند، که اگر برگردند چون مایی هرگز خود نیابند هرچند که جویند.

 

 

منبع: کشف الاسرار وعدة الابرار، جلد 1

 سوره بقره

ابوالفضل رشید الدین میبدی

/ 0 نظر / 11 بازدید