باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ / گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ / این درگه ما درگه نومیدی نیست / صد بار اگر توبه شکستی باز آ - ابوسعید ابوالخیر

راز و نیاز (الهی! چون به تو نگریم پادشاهیم تاج بر سر)
نویسنده وبلاگ : حمیدرضا عابدینی                                                                                      روز شنبه ۸ خرداد ۱۳٩٥   |  ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ
 

مناجات خواجه عبداله انصاری

هرکس که ترا شناخت جان را چه کند            فـرزند و عـیال و خـانمان را چه کند

دیــوانه  کـنـی هـر دو جهانش بخشی           دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند

 

الهی! دلی ده که در شکر تو جان بازیم و جانی ده که کار آن جهان سازیم

الهی! دانایی ده که از راه نیافتیم و بینایی ده که در چاه نیافتیم

الهی! یقینی ده که در آز بر ما باز نشود،

         و قناعتی ده که صعوه ی حرص ما باز نشود

                  و چشم امید ما جز بر روی تو باز نشود

الهی! دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم

الهی! مگو چه آورده اید که درویشانیم و مپرس که چه آورده اید که رسوایانیم

الهی! تحقیقی ده تا از دنیا بیزار شویم و توفیقی ده که در دین استوار شویم

الهی! نگاهدار تا پشیمان نشویم و به راه آور که سر گردان نشویم

الهی! تو بساز که دیگران ندانند و تو نواز که دیگران نتوانند

الهی! بساز کار من و منگر به کردار من

الهی! دلی ده که طاعت افزون کند و توفیق طاعتی که به بهشت رهنمون کند

الهی! طاعت مجوی که تاب آن نداریم و از هیبت مگوی که تاب آن نیاریم

الهی! دلی ده که در آن آتش هوا نبود و سینه ای ده که در آن آب زرق و ریا نبود

الهی! دیده ای ده که جز ربوبیّت تو نبیند و دلی ده که داغ عبودیّت تو گزیند

الهی! نفسی ده که حلقه ی عبودیّت تو در گوش کند

          و جانی ده که زهر حکمت تو نوش کند

الهی! یافت تو آرزوی ماست و دریافت تو نه به قوّت بازوی ماست

          آن را که خواندی واسطه ای در میان نبود و آن را که راندی هیچ گناهی نکرده بود

الهی! آنچه تو کشتی آب ده و آنچه عبداله کشت بر آب ده

الهی! از کُشته ی تو بوی خون نیاید و از سوخته ی تو بوی دود

          چرا که سوخته ی تو به سوختن شاد است و کشته ی تو بکشتن خوشنود

الهی! ما در دنیا معصیت می کردیم

          دوست تو، محمد غمگین می شد و دشمن تو ابلیس شاد

الهی! اگر فردا عقوبت کنی

          باز دوست تو محمد اندوهگین شود و دشمن تو ابلیس شاد

الهی! دو شادی به دشمن مده و دو اندوه بر دل دوست منه

الهی! اگر پرسی حجت نداریم و اگر بسنجی بضاعت نداریم و اگر بسوزی طاقت نداریم

          ماییم همه مفلسان بی مایه و همه از طاعت بی پیرایه، و همه محتاج و بی سرمایه

الهی! اگر یک بار بگویی: "بنده ی من" از عرش بگذرد خنده ی من

الهی! اگر کاسنی تلخ است، از بوستان است و اگر عبداله مجرم است از دوستان است

 

الهی! چون به تو نگریم پادشاهیم تاج بر سر،

و چون به خود نگریم خاکیم

بلکه از خاک کمتر

 

 

منبع: الهی نامه و مناجات نامه

خواجه عبداله انصاری

 

***

صعوه ی حرص ما باز نشود:

صعوه: [sa've] پرنده‌ای کوچک به اندازۀ گنجشک و شبیه آن با منقار باریک و نوک‌تیز و پرواز سریع و کوتاه.

باز:پرنده ای شکاری با چنگال های قوی و منقاری کوتاه و محکم.

کاسنی: [kāsni] گیاهی خودرو با برگ‌های کرک‌دار، ساقه‌ای کوتاه، و گل‌های آبی که ریشه، برگ، و دانۀ آن مصرف دارویی دارد؛ تلخک.


 


comment نظرات ()