باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ / گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ / این درگه ما درگه نومیدی نیست / صد بار اگر توبه شکستی باز آ - ابوسعید ابوالخیر

نماد اهورامزدا، یا خدایان سه گانه؟
نویسنده وبلاگ : حمیدرضا عابدینی                                                                                      روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩   |  ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ
 

همانگونه که در متن سنگ نبشته ها و لوحه های هخامنشی، به موضوع تثلیث از راه یاد کردن نام خدایان به وسیله ی خط و نوشته تصریح گردیده است، هنرمندان عهد هخامنشی نیز سه گانه پرستی هخامنشیان را با نمایاندن انواع اشکال و نمادها از طریق زبان رمزی و استعاری به یادگار نهاده اند و هنر آنان در تمام مواد، در طریق نمایش این سه گانه پرستی به کار رفته است.
موارد و نمونه های این تثلیث، در آثار هخامنشی و بناهای تخت جمشید فراوان است و من از آن میان فقط یک علامت مشخص را که شیوع فراوان یافته ولی اغلب در معنی و مفهوم آن در اشتباهند، برگزیده ام که در آخر مقال به آن اشاره ای کرده، مطلب را تمام می کنم.


علامت مورد بحث عبارت از یک حلقه یا دایره ی بالدار است که بعضی ها به اشتباه و به تبعیت از علایم مصری، آن را ((قرص بالدار)) نوشته اند. از این علامت در موارد گوناگون و به فراوانی بر روی مُهرها و نقش ها و بناها و آثار دیگر هخامنشی استفاده شده است.

بسیاری از دانشمندان و باستان شناسان آن را نقش اهورامزدا نامیده اند که در آسمان در حال پرواز است و گروهی دیگر به خصوص پارسیان هند و زرتشتیان ایران، آن را به مفهوم فرَوَهَر Fravahar گرفته و به اشتباه به عنوان یک علامت مخصوص دین زرتشتی در میان خود رواج داده اند.ولی با توجه به عرایض قبلی ام، به نظر من هر دو استنباط نادرست است.

این علامت نه نقش مطلق اهورامزداست و نه فروهر، بلکه رمزی است ترکیبی، از عوامل مختلف، بر مبنای سه گانه پرستی هخامنشیان که در آن هنر قرینه سازی به زیبایی و موزونی تمام جلوه گر است.


البته ناطق فراموش نکرده است که علایم و رموز دیگری نزدیک به این نقش در میان مصری ها و هتّی ها Hatti و آسوری ها (آشور) نیز معمول بوده است، ولی این نقش اگر هم اقتباس و تقلیدی باشد (چنانکه اثرات این تقلید در نقش دایره ی بالدار بیستون و چندین نقش دیگر به خوبی هویداست) کاملا بر طبق عقاید و مبانی مذهبی هخامنشیان به وجود آمده و به کار رفته است و ارتباط چندانی با مفهوم نقوش ملل دیگر که معمولا در سمبولیسم خود برای بیان مجردات و عوالم معنوی و روح از نقش ((بال و پر)) استفاده می کردند، ندارد.


از سوی دیگر چنانکه گفتم این علامت هیچ ارتباطی با دین زرتشت و عقاید کنونی زرتشتیان ندارد و از اواسط قرن نوزدهم، این علامت بر اساس چاپ نقش آن بر روی جلد یا آغاز برخی کتاب های مربوط به ایران باستان، به اشتباه وارد فرهنگ و ادبیات زرتشتی گردیده و خود به خود رواج گرفته و سرانجام یک علامت زرتشتی محسوب گردیده است، تا آنجا که بعضی از دانشمندان این طایفه را مجبور ساخته در جستجو و تحقیق ریشه و معنا و مفهوم آن بر طبق عقاید زرتشتی برآیند و معانی بسیار سست و بی دلیل بر مبنای حدس و گمان برای آن بتراشند.


اما به طور کلی این سمبل و علامت از چندین عامل با در نظر گرفتن اصل قرینه سازی پدید آورده شده و تنها علامت از نوع خود هم نیست وشکل ها و نقش های دیگری نظیر آن نیز وجود دارد که عجالتا از ذکر آن ها خود داری می شود.

***

نخستین عامل در این علامت، عبارت از یک حلقه یا چرخ توخالی است که در وسط نقش قرار گرفته و با توجه به سایر آثار و عقاید هخامنشیان، آن را به چندین معنی و مفهوم، از جمله چرخ یا فلک و آسمان، دایره ی زمان، دایره ی خدایان، افق زمین، می توان تعبیر کرد. ولی من ترجیح می دهم آن را چرخ ((ارته Arta)) یا قانون و سلطنت خدایی و عدالت بنامم که همه ی خدایان حافظ و نگهبان و مجری آنند، ولی در هر صورت با قرص بالدار خورشید که در آثار مصری علامت هوروس Horus (رع Ra) خدای آفتاب مصریان بوده است ارتباطی ندارد.


دو طرف و پایین این دایره، با دوبال و دو شاهین یا همای، احاطه شده و چنانکه در جدول نمادها نیز آورده شده است، این ها بخش هایی از نقش شاهین، سمبل حیوانی اهورامزد است. در نقش های قدیمی تر اگر نقش انسان در وسط حلقه نباشد، در بالای دایره دو شاخ گاو، گاهی بسیار مشخص و گاه به صورت نیم خمیده که شبیه به کمانی می گردد قرار گرفته که آن نیز بخش از سمبل حیوانی اناهیتا، یعنی گاو است.


از دو طرف دم شاهین در پایین دایره، دو دُم پیچ خورده ی شیر که سمبل حیوانی میترا ست بیرون آمده که در نمونه های قدیمی تر به جای پیچ خوردگی حلزونی، انتهای دُم سه شقه است، که نمونه های اینگونه نمایش دُم شیر را در آثار دیگر هخامنشی نیز می توان یافت.


گاهی در این نقش از سمبل انسانی اهورامزدا نیز استفاده کرده، آن را چنانکه قبلا ذکر کردیم به صورت نیم تنه ی مردی کامل با کلاه و جامه ی پارسی، و ریش مقطع، شبیه به شاهنشاهان هخامنشی در داخل دایره قرار داده، اهمیت جنبه ی اهورایی آن را مضاعف کرده اند، و دست او گاه در حال برکت دادن است و یا شاخه ای گل لوتوس (نیلوفر آبی) و یا حلقه ی قانون را در میان انگشتان خود گرفته است.


در بعضی از نمونه های آن از جمله در سنگ نگاره ی بیستون و نقش برجسته های کاخ اردشیر در تخت جمشید، هنوز گوشه های شاخ گاو از پس و پیش نماد انسانی اهورامزدا نمایان است و در برخی نیز به اعتبار اینکه شاخ در پشت نقش قرار گرفته و دیده نمی شود، به کلی حذف گردیده است.


بنابراین چنانچه ملاحظه می شود، این علامت مشهور بیان کننده ی تثلیث هخامنشی و نمایاننده ی علامت مرکب خدایان سه گانه است،

نه اهورامزدای تنها که تصور پرواز در آسمان هم برای او کرده اند؛

و نه چنانکه بعضی گمان برده اند نقش فروهر اهورامزدا یا شاهنشاه هخامنشی است!

و به یقین هیچ ارتباطی نیز با عالم زرتشتیگری نداشته و ندارد، زیرا اگر غیر از این بود، اولا در ادبیات و کتاب های دینی از اوستایی و پهلوی اشاره ای به آن و معانی و مفاهیم و علایم مختلف آن می شده و در ثانی، ساسانیان که در زرتشتی بودن آن ها تردیدی نیست، نیز از این نقش در میان نمادها و علایم مذهبی خود که نظایر و مقدارش کم نیست، استفاده می کردند.
 

منبع:

(پرتوی نوین بر دین هخامنشیان)

ششمین کنگره ی جهانی باستان شناسی و هنر ایران

یحیی ذکا / (آکسفور 1972)

برگرفته شده از کتاب تاریخ مطالعات دین های ایرانی

نوشته و تحقیق: هاشم رضی

 

 

* مطلب مرتبط: آیا هخامنشیان زرتشتی بوده اند؟


 


comment نظرات ()