باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ / گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ / این درگه ما درگه نومیدی نیست / صد بار اگر توبه شکستی باز آ - ابوسعید ابوالخیر

آیا هخامنشیان زرتشتی بوده اند؟
نویسنده وبلاگ : حمیدرضا عابدینی                                                                                      روز پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩   |  ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ
 

 هخامنشیان

در شروع به تحقیق در عقاید و مذهب هخامشنیان، اساسی ترین و مهم ترین مساله این است که بدانیم آیا در حقیقت شاهنشاهان هخامنشی پیرو دین زرتشت بوده اند یا نه؟ زیرا در صورت زرتشتی بودن آنان تا حدی تکلیف بررسی روشن و حل مساله آسان تر خواهد بود، ولی چه باید کرد که در این مورد نکات منفی بسیار بیش از نکات مثبت است و من نخست فهرست وار دلایل منفی دائر بر زرتشتی نبودن هخامنشیان را می شمارم که البته در مورد هر یک از آن ها دلایل و مطالب مفصلی می توان آورد که در این جا مجال آن کار نیست:

١. نامی از زرتشت در نوشته های هخامنشی برده نشده است و این نامعقول و تاحدی غیر ممکن است که بپذیریم مردمی طبق تعالیم پیغمبری زندگی کنند ولی در همه نوشته ها و آثار آنان نامی از موسس مذهب و پیام آورشان دیده نشود. گذشته از این در هیچ نوشته ای از مورخان کلاسیک یونان نه تلویحاً و نه تصریحاً اشاره ای به زرتشت به عنوان پیامبر هخامنشیان نشده است.

٢. نه در سنگ نبشته ها و لوحه ها، و نه در نوشته های تاریخ نویسان باستانی، از اوستا به عنوان کتاب دینی و آسمانی هخامنشیان نامی برده نشده و از مطالب و تعالیم آن یاد نشده است.

٣. به گواهی گات ها، زرتشت یکتاپرستی را تعلیم می داده است، در صورتی که بنابر مفاد سنگ نبشته ها و لوحه های هخامنشی و نوشته های مورخان قدیم، هخامنشیان به خدایان متعدد ایمان داشته اند.

۴. زرتشت در مراسم مذهبی خود صریحاً از قربانی خونین حیوانات منع اکید کرده است، در صورتی که هخامنشیان در مراسم مذهبی خود برای جلب رضایت خدایان مورد اعتقاد، گاو و اسب و شتر و گوسفند قربانی می کرده اند.

۵. نوشیدن ماده ی سکر آور هومه (Haoma) در مراسم مذهبی در تعالیم زرتشت منع و تقبیح شده است، در حالی که نوشیدن و نثار هومه در مراسم مذهبی هخامنشیان به شدت رواج داشته است.

۶. بنابر اصول مسلم دین زرتشتی، دفن مردگان در خاک در تمام طول تاریخ مذهب زرتشت ممنوع بوده و برای کسانی که این کار را انجام دهند کیفرهای سخت تعیین گردیده است؛ در صورتی که شاهنشاهان هخامنشی و مردم ایران در آن زمان، مردگان خود را در گورهای فردی و خانوادگی در سنگ و خاک دفن می کرده اند و به همین علت است که آرامگاه های شاهنشاهان هخامنشی برای ما باقی مانده ولی از آرامگاه های شاهنشاهان مقتدر ساسانی که کیش زرتشی داشتند، کمترین آگاهی نداریم.

٧. رابطه ای میان نام ها و القاب شاهنشاهان هخامنشی و دین زرتشتی وجود ندارد و از نام قهرمانان مذهبی زرتشتی به جز "ویشتاسپ" یا "گشتاسپ" که حامی زرتشت بوده است، هیچ اثر دیگری در آثار هخامنشی دیده نمی شود.

٨. می دانیم در اجتماعی که همه ی شئون زندگی تحت نفوذ و سلطه ی دین قرار داشت، نگاهداری حساب روز و ماه و سال و تعیین مواقع جشن ها و عیدهای مذهبی یکی از امور مهم کاهنان و مغان و موبدان و روحانیان به شمار می رفت، و هر دین و مذهبی مطابق روش و سازمان خود گاه شماری و تقویم مخصوص به خود داشت. بنابراین تقویم هر مردمی تا حدی می تواند یکی از راه های بازشناختن دین و اعتقادات و مراسم مربوط به دین آنان باشد. در این مورد نیز می دانیم که گاه شماری هخامنشیان غیر از گاه شماری اوستایی است و نامی از ماه های اوستایی در کتیبه ها و الواح پارسی باستان و ایلامی آن زمان دیده نمی شود، و به همین دلیل کاملا مشهود است که آیین ها و اعمال و اعیاد مذهبی مخصوص زرتشتی در میان هخامنشیان جاری نبوده است.

مرحوم "تقی زاده" ]گاه شماری ایران قدیم - تهران 1316و همچنین است نظر هیلدگارد لوی  Hildegarde Lewy [ و گایبار با همه کوشش و تحقیقاتی که به کار بردند سرانجام نتوانستند ثابت کنند که تقویم اوستایی جدید در دوره ی هخامنشیان وضع شده است.

٩. از اصول عقاید خاص زرتشتی و اصطلاحات معمول در آن، مثل اَمورت سپــِنتَه و اَمِشاسپــِنتَه و یَزَتــَه و اَنگرَمینو و غیره اثری در نوشته و عقاید هخامنشیان دیده نمی شود.

١٠. توصیفی که هرودوت و دیگران از دین ایرانیان عهد هخامنشی می کنند، هیچ نشانی از دین زرتشتی در آن پیدا نیست و اغلب شواهدی از شرک و چند خدایی بودن ایرانیان به دست می دهند و به نوعی آیین مزدایی اشاره می کنند که هیچ ربطی به زرتشتی گر ندارند.

اما آنچه در میان عقاید هخامنشیان و آیین زرتشتی مشترک است و تا حدی می تواند آن ها را جزو دلایل مثبت به شمار آورد،

  • نخست عبارت است از اشتراک در نام اهورامزدا که نام معبود پیروان هر دو مذهب است.
  • دوم اشتراک در نام مهر و اناهید است که در نزد هخامنشیان از بـَـغان (خدایان) و در نزد زرتشتیان جزو فرشتگان (یــَـــزَتَ) به شمار می روند.
  • سوم پرستش و نیایش در برابر آتش و بر پا داشتن آتشکده ها است.

 

اما به صرف اشتراک در این موضوع ها نمی توان حکم به زرتشتی بودن هخامنشیان داد، زیرا دلایل بسیار که در این جا مجال گفتن آن ها نیست، پرستش اهورامزدا، سابق بر دین زرتشتی است و مقام مهر و اناهید نیز در این دو اعتقاد متفاوت است، و نیایش در برابر آتش و بر پا داشتن آتشکده ها نیز یک رسم بسیار کهن آریایی است که در میان همه ی مذاهب ایران قدیم مشترک بوده و اختصاصی به دین زرتشت ندارد. اما از موضوع اَرته (Arta (=اشا)) چون به بحث مفصلی نیاز دارد، در این جا صرف نظر می کنم و آن را به کتابی که در این زمینه نوشته خواهد شد، وا می گذارم.

با این مقدمه که فهرست وار برشمردم، این سوال پیش می آید که اگر هخامنشیان زرتشتی نبوده اند، پس چه دینی داشته اند و پیرو کدام آیین و مذهب بوده اند؟

 

***

 

اما بررسی هایی که من در شناسایی ریشه ی دین هخامنشیان از راه هنر و سمبولیسم و ایکونوگرافی آنان انجام داده ام، سرانجام به این نتیجه رسیده ام که هخامنشیان به دلایل متعدد فراوانی به ((تثلیثی)) از خدایان عقیده داشته اند، که اهورامزدا در راس و مهر و اناهید در زیر دست او قرار می گرفته اند و همه ی رموز و اشارات و نوشته های کتیبه ها و مورخان یونانی ما را کاملا به قبول یک چنین عقیده ای برای هخامنشیان راهنمایی می کنند.

اما بی گمان در طرح این نظر، سوالی پیش خواهد آمد که دلیل اینکه هخامنشیان سه گانه پرست بوده اند و خدایانشان محدود به اهورامزدا و میتره و اناهیتا بوده و به جز آنان خدایان دیگری نداشته اند چیست؟ و در مورد تعداد معبودهای آنان از کجا به چنین عقیده ای می توان رسید؟

در جواب به این پرسش باید بگویم که اگر اندکی دقت و نکته سنجی به کار بریم، خواهیم دید که دلیل سه گانه پرستی هخامنشیان از نوشته ها و آثار خود آنان به دست می آید واحتیاج چندانی به جستجوهای فراوان و اقامه ی دلایل دیگر نیست.

برای مثال، اگر ما متن کتیبه ها را نیک بررسی کنیم، دیده خواهد شد که در هرجا که اهورامزدا تنها نام برده شده، اغلب به مهر و اناهید با عبارت بغان و بغان دیگر اشاره گردیده است، ولی در جایی که هر سه خدا را با هم نام برده اند، مطلقا اشاره ای به بغان دیگر نشده است.

پس از سیاق عبارت وطرز نوشتن و نام بردن خدایان، کاملا معلوم می شود که عبارت ((خدایان دیگر)) در کتیبه های آریارمنه و داریوش و خشایارشا و دیگران منحصرا برای اشاره به این دو خدا، یعنی مهر و ناهید است و بس، وگرنه می باید لااقل درجایی و کتیبه ای عبارت خدایان دیگر پس از نام این دو یا هر سه خدا می آمد تا بدان وسیله اشاره ای به وجود خدایانی جز این سه خدا کرده می شد.

در اینجا باید یادآوری کنم که آنچه تاریخ نویسان کلاسیک یونان، درباره ی تعداد خدایان هخامنشیان یاد کرده اند، خالی از ابهام و اشتباه نیست، زیرا آنان گاهی آتش و آب و باد و خاک (عناصر) و غیره را نیز در ردیف مقدسات و خدایان سه گانه برشمرده اند، ولی اگر در عبارات آن ها دقت کنیم دانسته خواهد شد که همیشه  آن مقدس ها را با نام عنصریشان نامیده اند، و هیچگاه مانند اهورامزدا و میترا و اناهیتا نام مخصوصی برای آن ها ذکر نکرده اند، زیرا عناصر چهارگانه یا بعضی گیاهان و موجودات دیگر، فقط مورد احترام و تقدیس آنان بوده است و هیچگاه به صورت خدا یا به نام پروردگار مورد پرستش و نیایش قرار نمی گرفته اند.

گذشته از این دلایل، دیده می شود که در میان سمبل های مورد استفاده ی هنرمندان دوره ی هخامنشی، به بیش از سه دسته سمبل های مشخص که مربوط به اهورامزدا و مهر و اَناهید می باشند، به سمبل های دیگری برنمی خوریم تا به علت وجود آن ها در آثار هخامنشی، تعداد خدایان را بیش از این سه خدای معروف تصور نماییم ... در اینجا بدون شرح و بسط زیاد، سمبل های مختلف این سه خدای هخامنشی را که با دلایل متعدد در انتساب آن ها به این خدایان تردیدی نیست فهرست وار برمی شماریم و اقامه دلیل در مورد آن ها را به کتابی که به چاپ خواهد رسید وامی گذارم.

 

« اهورامزدا »

آسمان با آنکه بنابر مفاد کتیبه ها، آفریده ی اهورامزداست، ولی گاه مکان و جامه و مظهر خود اوست. بنابر مبنای همین عقیده است که هرودوت می نویسد که زئوس و اهورامزدا نامی است که ایرانیان به فلک الافلاک  (یا به عبارت دیگر تمامی دایره آسمان) می دهند. گذشته از آسمان که مهم ترین نماد (سمبل) اهورامزداست، از ستارگان، سیاره ی مشتری از عناصر باد یا هوا، از جانوران شاهین، از گیاهان سرو و گل لوتوس، از رنگ ها، رنگ آبی آسمانی و فیروزه ای و سبز و از فلزات سرب، سرانجام از صورت بشری قیافه ی پیرمردی کامل با ریش بلند و مقطع و کلاه و جامه ی پارسی (شبیه شاه) جزو سمبل های اهورامزدا شمرده می شود. البته همانگونه که هرودوت اشاره کرده است، هیچکدام از این اشکال و نمادها جنبه ی بت و صنم را نداشته و پرستیده نمی شده است، بلکه وسیله ای بوده برای بیان مفهوم پروردگار و خالق کل در آثار مادی غیر از راه خط و نوشته.

 

« میترا »

میتره نام دومین خدای مورد پرستش هخامنشیان است... در آثار هخامنشی برای مهر نیز نمادهای چندی معمول بوده است چون این رب النوع بنابراین بُعد از ((نور مطلق)) که در کائنات موجود است، بزرگترین منشا نور در جهان که خورشید است مظهر او محسوب می گردید، از اینجا نقش قرص خورشید یکی از نمادهای اوست. در روی زمین آتش که یکی از عناصر چهارگانه است به علت اینکه منبع نور و روشنایی و گرما و پیک خدایان است، به نام مظهر این خدا مورد تقدیس و احترام است، و رنگ های سرخ و زرد و نارنجی و طلایی آن نیز از رنگ های منسوب به مهر شمرده می شود. از میان جانوران، قوی ترین جانور، یعنی شیر، منسوب به مهر است و از قدیم ترین زمان ها ارتباط نجومی بین شیر و خورشید را می شناختند و قسمتی از این انتساب نیز از آن بابت است. گذشته از این ها اسب نیز از حیوانات منتسب به مهر است و برای او مورد قربانی قرار می گرفته است. از میان گیاهان، غنچه ی لوتوس یا نیلوفر آبی و درخت و گل ارغوان (به گفته پروفسور جکسن) و گل آقتابگردان قدیم و شاید هم درخت خرما ((نخل)) منسوب به این خدا و شکل آن ها از سمبل های این خداست. از میان فلزاتی که هخامنشیان می شناختند، طلامنسوب به مهر بود و اثرات این انتساب تا زمان ما نیز در نجوم و کیمیاگری باقی است. اما سمبل انسانی میترا ، جوانی زیبا و خوشرو و قوی هیکل است با جامه ی پارسی و تاج پارسی (مانند ولیعهدهای هخامنشی) که کمانی با سه چوبه ی تیر در دست دارد.

 

« آناهید »

سومین و آخرین خدای مورد پرستش هخامنشیان به موجب متن های متاخر هخامنشی اناهیته است. اناهید(آناهید) ربت النوع آب های زمینی و آسمانی، فراوانی و نعمت و شکوه زندگی و زاد و ولد و مربی گیاهان و ستوران است. از ترکیب و معنای نام اناهیته که به معنی پاک دامن و بی آلایش است، می توان به اساس اعتقاد هخامنشیان در مورد این ((بغ بانو)) پی برد، و اینکه گاهی او را با ایشتار Ishtar و یا با ونوس و آفرودیت Aphrodite که به صورت زنان بدکاره ی بلهوس تصویر می شده اند اشتباه کرده و مقایسه نموده اند، جز هم جنسی و تشابه برخی وظایفشان در عالم خدایی علت دیگری تصور نمی توان کرد. زیرا این خدای ایرانی با خدایان مونث سامی و یونانی بسیار فرق دارد و قابل قیاس نیست.

هخامنشیان برخلاف سامی ها و یونانی ها که زهره را ستاره ی مخصوص ایشتار و ونوس می دانستند و علامت آنان شکل این ستاره بود، از اجرام سماوی، ماه را بیشتر به شکل هلال و گاه به شکل بدر (ماه پر) به این خدا منسوب می داشتند. از عناصر چهارگانه، آب منسوب به اناهیتاست و متفرعات آن از باران و برف و تگرگ و ژاله نیز؛ همچنین از ستوران گاو و شاید هم قوچ یا هر حیوان شاخداری به چندین علت و تناسب که در اینجا مجال گفت و گوی آن ها نیست، سمبل این خداست. رنگ سفید از میان رنگ ها مخصوص به بغ بانو اناهید است. از فلزات نقره منسوب به اوست. ناهید در شکل و هیکل و سمبل انسانی خود، زنی زیبا و خوش اندام و بلند بالا مجسم و تصور می شده است. در آثار هخامنشی تصویر ناهید به صورت زنی زیبا با موها و گیس های بافته ی بلند و سینه ی برجسته با جامه ی پارسی و تاج کنگره دار (به صورت ملکه های هخامنشی) نشان داده شده است. به هر حال گفتنی در این مورد زیاد است و ما به علت کمبود وقت از آن ها صرف نظر می کنیم.

 

منبع:

(پرتوی نوین بر دین هخامنشیان)

ششمین کنگره ی جهانی باستان شناسی و هنر ایران

یحیی ذکا / (آکسفور 1972)

برگرفته شده از کتاب تاریخ مطالعات دین های ایرانی

نوشته و تحقیق: هاشم رضی

 

 


 


comment نظرات ()