باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ / گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ / این درگه ما درگه نومیدی نیست / صد بار اگر توبه شکستی باز آ - ابوسعید ابوالخیر

تولد بودا
نویسنده وبلاگ : حمیدرضا عابدینی                                                                                      روز جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧   |  ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ
 

 

 

 بودا ، فیل سفید

 

"گوتاما بودا" (Gautama Buddha) در 560 پیش از میلاد مسیح در بیشه ی "لومبینی" (Limbini) نزدیک شهر کهن "کاپیلاواتسو" (Kapilavatsu) در جنوب نپال پا به عرصه ی هستی نهاد. گوتاما پسر "سودودانا" (Suddhodana) یکی از شاهزادگان قبیله ی "شاکیا" یا طبق بعضی روایات، پادشاه "شیاکیاها" بود.

 اسم "گوتاما" عنوانی است که قبیله های "شاکیاها" بنا به سنن کهن خانوادگی از اسامی پاکبازان کهن "ودا" ای گرفته بوده اند. "بودا" پیش از آنکه به واقعیت بیدار شود معروف به "گوتاماشاکیامونی" یا "مرتاض شاکیاها" بوده است، بعد از آنکه وی به واقعیت رسید او را "بودا" یا "آنکه به واقعیت بیدار شده است" نام گذاردند و اسامی دیگری نیز چون "سیدارتا"، "آنکه به هدف نهایی رسیده است" و "تاتهاگاتا"، "آنکه بدان ساحل پیوسته است" یا "چنین رفته" (یا چنین آمده) به او تعلق گرفت.

رساله های "جاکاتا" شرح زندگی بودا را توأم با افسانه های معجزه آسا جلوه داده اند و ما بودا را بنا به همین افسانه ها معرفی خواهیم کرد.

پیش از آنکه بودا در این جهان ظاهر شود، "بودی ساتوائی" (بودای بالقوه) بوده است که در فردوس معروف "توشیتا" می زیسته است. خدایان او را مامور ساختند تا ظاهر شود و بر گسستن زنجیر اسارت همت بگمارد. بودای آینده پدر و مادر و خانواده ی نجیبی را که می بایستی در آن به دنیا آید و بزرگ شود برگزید.

مادر آینده ی او "ماهامایا" همسر پادشاه "شاکیاها" شبی به خواب دید که فیل سفید و با شکوهی از آسمان پایین آمده و در بطنش جای گرفته است. منجمین شاه در تعبیر این رویا متفق الآرا گفتند که ملکه فرزندی در بطن دارد که یا به مقام فرمانروایی جهان خواهد رسید و یا خانه و دنیا را ترک گفته و بودا خواهد شد.

ملکه که روزی برای دیدن خویشاوندان خود به سوی شهر "دماهرادا" رهسپار بود در نزدیکی بیشه ی "لومبینی" احساس کرد که هنگام وضع حمل فرا رسیده است. وی دست راستش را برای گرفتن شاخه ی درختی دراز کرد و درخت خم شد و شاخه ی خود را در دست ملکه جای داد و ملکه بدون احساس کوچکترین دردی، فرزندی از پهلو به دنیا آورد. پیدایش بودا طبق این روایت نوعی تولد بکر و زایش دوشیزگانه بوده است و از این رو شباهت بسیاری به وجود آمدن مسیح دارد.

تمام خدایان از قبیل "ایندرا" و غیره در این وضع حمل معجزه آسا حضور داشتند و چهار فرشته ی برهمن، نوزاد را در دست گرفتند. نوزاد پس از دنیا آمدن پای روی زمین نهاد، سرود پیروزی خواند و هفت گام به سوی ده (10) جهت فضا برداشت و کسی را نیافت که در جهان هستی بتواند با او برابری کند. همزمان با تولد بودا همسر آینده ی او و درختی که بعدها زیر سایه ی آن به واقعیت بیدار شد، به وجود آمدند.

هنگام تولد بودا تمام جهان هستی در جوش و خروش بود. زمین لرزه های پی در پی به وقوع پیوست. گل های زیبا و رنگارنگ شکوفا شدند و دانه های ملایم و لطیف باران فرو ریختند. سرودهای آسمانی از هر سوی به گوش می رسید و عطر سکر آور و دلپذیری تمام فضای عالم را گرفته بود و آب های شور دریاها تلخی خود را از دست داده و شیرین شده بودند. این علائم در واقع غیر عادی تعبیر نشده اند، چون هرگاه بودائی ظاهر شود، چنین علائم خارق العاده ای در بر خواهد داشت.

نوزاد را نزد پدر بردند و برهمنان نشان های او را بازشناختند و گفتند که وی در سن سی و پنج سالگی یا فرمانروای جهان خواهد شد و یا بودا. "سودودانا" پدر "بودا" اطلاع حاصل کرد که فرزندش پس از دیدن چهار علامت که شامل یک پیرمرد و یک بیمار و یک جسد و یک راهب است، زندگی دنیوی را ترک خواهد گفت و خرقه ی راهبان را به تن کرده و راه بوداها در پیش خواهد گرفت. سودودانا چون بر این امر واقف شد، گفت: "از این پس هرگز نگذارید چنین افرادی نزد فرزند من شوند، من مایل نیستم که فرزندم بودا شود. می خواهم که او فرمانروای چهار اقلیم و دو هزار جزیره اطراف آن گردد..."

و چون این گفت سپاهیان بسیار در هر یک از جهات فضا نهاد تا هیچ یک از چهار علامت به نظر فرزندش نیاید.

 

 

 

ادیان و مکتب های فلسفی هند، جلد اول، دین بودا

داریوش شایگان

 


 


comment نظرات ()