باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ / گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ / این درگه ما درگه نومیدی نیست / صد بار اگر توبه شکستی باز آ - ابوسعید ابوالخیر

ماجرای فدک
نویسنده وبلاگ : حمیدرضا عابدینی                                                                                      روز شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٧   |  ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ
 

 

حضرت فاطمه س

 

چون پیامبر (ص) چشم از جهان فروبست فاطمه خواستار میراث خود شد. ابوبکر از پیامبر (ص) روایت کرد که گفت: ما گروه پیامبران، ارث بر جای نمی گذاریم و آنچه باقی می گذاریم صدقه است. اصولیون اهل سنت نیز به این حدیث، بنابر آنکه خبر واحد را حجت می دانند، احتجاج می کنند.)) آنها می گویند: ابوبکر این حدیث را نقل کرده است و اصحاب آن را پذیرفته اند، پس اجماع شده است.

از طرفی فاطمه خواستار عطا (نحله) خویش شد و گفت که پیامبر فدک را به او بخشیده است. ابوبکر از او شاهد خواست. علی و ام ایمن برای فاطمه گواهی دادند اما ابوبکر گفت: ای دختر رسول خدا! می دانی که جز شهادت دو مرد یا شهادت یک مرد و دو زن مورد قبول نیست.

 

ابن ابی الحدید گوید: (( از علی بن الفارقی مدرس مدرسه ی غریبه ی بغداد پرسیدم: آیا فاطمه در ادعای خود راستگو بود؟ گفت: آری.

گفتم: پس چرا اگر راست می گفت ابوبکر فدک را به او باز پس نداد؟!

تبسمی کرد و با همه ی وقار و جدیت و حیای خود سخن لطیف و نیکویی گفت. وی اظهار داشت: اگر آن روز ابوبکر به مجرد دعوی فاطمه، فدک را به او پس می داد، فردا دوباره فاطمه پیش او می رفت و برای همسر خویش خلافت را ادعا می کرد و ابوبکر را از مقام خلافت خلع می کرد و آنگاه ابوبکر هیچ عذر و دفاعی از خود نداشت. زیرا ابوبکر به خود قبولانیده بود که فاطمه در آنچه ادعا می کند راستگوست و برای اثبات ادعای خود به بینه نیاز ندارد!))

ابن ابی الحدید گوید: ((اگر چه الفارقی این حرف را به طنز و شوخی گفته است اما سخن او را می توان درست دانست.))

فاطمه به روایت ابوبکر اذعان نکرد و همچنان بر گرفتن عطای خویش از پیامبر (ص) پای فشاری به خرج می داد.

 

خطبه زاهرا (س) در حضور مهاجران و انصار

 

فاطمه به ایراد خطبه پرداخت و فرمود:

(( ... اینک شما ادعا می کنید که برای ما ارثی نیست. آیا در پی حکم جاهلیت هستید؟ و به راستی چه حکمی برای موقنان (یقین دارندگان) بهتر از حکم خداست؟ آیا نمی دانید؟ در حالی که برای شما مانند آفتاب درخشان، روشن است که من دختر اویم. ای مسلمانان! آیا سزد که ارث پدرم را از من بستانند؟

ای پسر ابوقُحافه (ابوبکر) آیا در کتاب خدا آمده است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم؟ به راستی امری تازه و زشت آورده ای! آیا عمدا کتاب خدا را وانهاده و آن را پس سر انداخته اید؟ آیا مگر قرآن نمی گوید که سلیمان از داود ارث برد؟ (نمل/16) و در آنجا که داستان زکریا را نقل می کند، مگر نفرموده است که زکریا به خداوند گفت: پس مرا فرزندی بخش که از من و آل یعقوب ارث برد (مریم/6) و نیز فرموده است: و برخی از خویشاوندان رحمی از نظر ارث بر برخی دیگر تقدم دارند (انفال/75). و نیز فرموده است: خداوند درباره ی فرزندانتان شما را وصیت می کند برای پسر دو برابر بهره ی دختر است (نساء/11). و نیز فرموده است: هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، اگر مالی بر جای نهد، برای پدر و مادر و خویشان آن چنان که رسم عدالت است، وصیت کند که این گونه زیبنده ی پرهیزکاران است (بقره/180)

با این همه آیا ادعا می کنید که باز هم مرا بهره ای نیست و از پدرم ارث نمی برم؟ آیا، پس خداوند شما را به آیتی ویژه کرد و پدرم را از حکم آن استثنا کرد؟ یا اینکه می گویید چون اهل دو کیش از یکدیگر ارث نمی برند مرا از بهره ی خود محروم کرده اید؟! آیا مگر من و پدرم اهل یک کیش نبودیم؟ یا اینکه شما از پدر و پسر عمویم، به عموم و خصوص قرآن، آگاه تر هستید؟

اینک این تو و این شتر، شتری مهار زده و رحل نهاده شده برگیر و ببر. دیدار ما روز قیامت که خداوند خوب داوری است و محمد نیکو دادخواهی و قیامت وعده گاه ما که آن هنگام باطل کاران زیان می برند و پشیمانی سودشان نرساند. و هر خبری را زمانی است مسلم و به زودی خواهید دانست چه کسی را عذاب خوار کننده خواهد آمد و بر چه کسی عذاب همیشگی واقع خواهد شد ...))

 

ابوبکر عبدالله بن عثمان، در مقام پاسخ برآمد و به فاطمه (س) گفت:

((... به خدا قسم من گامی از رای رسول خدا (ص) فراتر ننهاده ام و جز به اذن او کار نکرده ام. و بدان که جلودار هیچگاه به همراهان خویش دروغ نمی گوید و من خدا را گواه می گیرم که او به تنهایی به عنوان شاهد بس است. من خود از رسول خدا شنیدم که می فرمود: ((ما پیمبران نقره و طلا و یا خانه و زمین از خود به ارث نمی گذاریم بلکه آنچه به ارث می گذاریم کتاب و حکمت و علم و نبوت است و آن اموالی که از ما برجای می ماند، اختیارش به دست کسی است که پس از ما به حکومت می رسد که هرگونه او صلاح بداند به مصرف خواهد رسید)). و ما آنچه را که تو در صدد گرفتن آن هستی به مصرف خرید اسب و صلاح رسانیده ایم تا مسلمانان با آن جنگ کنند و با کافران به جهاد پردازند و با سرکشان فاجر ستیز آورند. البته من این تصمیم را به اجماع مسلمانان گرفتم و تنهایی دست به این کار نزدم و تنها به رای و نظر خود بسنده نکرده ام. اینک این حال من و این مال من که از آن تو و پیش روی توست. نه از تو دریغ و مضایقه می شود و نه برای کسی جز تو پس انداز می گردد. تو سرور امت پدرت و درخت پاک فرزندانت هستی. فضایل تو انکار نخواهد شد و از ریشه  و شاخه ی تو کاسته نخواهد گشت. حکم تو در آنچه نزد من است نافذ است. پس آیا به نظر تو من می توانم در این باره بر خلاف گفته ی پدرت رفتار کنم؟!))

 

فاطمه (س) گفت:

((سبحان الله! رسول خدا (ص) از کتاب خدا رویگردان نبود و با احکامش مخالفت نمی کرد. بلکه او پیوسته قرآن را پیروی می کرد و از پس سوره های آن راه می پویید. آیا اینک شما اجماع کرده اید که زور بگویید و به پدرم تهمت بزنید؟

این کار پس از وفات وی درست همانند همان نقشه ها و دام هایی است که در زمان حیاتش برایش می گستردید! این کتاب خدا داوری عادل و ناطق و جدا کننده ی حق از باطل است که می گوید: (( از من و آل یعقوب ارث ببرد)) و ((و سلیمان از داود ارث برد.)) خداوند عزوجل با این آیات چگونگی توزیع ارث را بیان فرموده و امر فرایض و میراث را تشریع ساخته و حق پسران و دختران را در ارث کاملا روشن کرده آنگونه که جای هیچ تردید گمان باطل و شبهه ای تا قیامت برجای ننهاده است، هرگز. بلکه این نفس های شماست که این کار را برایتان آراست و مرا صبوری باید نیکو. و خداوند بر آنچه توصیف می کنید یاور ماست.))

 

 

 

منبع: کتاب سیره ی معصومان، جلد 2

تالیف: سید محسن امین

ترجمه: علی مجتبی کرمانی

 


 


comment نظرات ()