باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ / گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ / این درگه ما درگه نومیدی نیست / صد بار اگر توبه شکستی باز آ - ابوسعید ابوالخیر

رویاهای شکسته
نویسنده وبلاگ : حمیدرضا عابدینی                                                                                      روز جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٧   |  ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ
 

 

همانگونه که بچه ها با چشم های گریان، اسباب بازی های شکسته ی خود را برای تعمیر و بازسازی نزد ما می آورند، من نیز رویهای شکسته ام را پیش خدا بردم؛

چرا که او دوست من بود.

 

اما، به جای اینکه او را با صلح و آرامش تنها گذارم،

    تا کارش را انجام دهد،

در اطراف او پرسه زدم و کوشیدم با راه و روش خودم او را کمک کنم.

 

سرانجم کوشیدم آن ها را پس بگیرم و گریان گفتم:

((چگونه می توانی تا این حد آهسته پیش بروی؟))

 

او گفت:

            ((فرزندم، چه کار می توانم بکنم؟

تو هرگز اجازه نمی دهی که کارها در مسیر خیر و صلاح تو پیش برود))

 

 

شاعر لورتا برنز (Lauretta Burns)

منبع: کتاب وجود متعالی انسان، وین دایر

--------------------------------- 

Broken Dreams

 

As children bring their broken toys

With tears for us to mend,

I brought my broken dreams to God

Because He was my Friend

But instead of leaving Him

In peace to work alone,

I hung around and tried to help

With ways that were my own.

 

 

At last I snatched them back and cried,

"How can You be so slow?"

"My child," He said,

"what could I do? You never let them go."

 

 

منبع:http://www.poemhunter.com


 


comment نظرات ()

برچسب:  خدا ، شعر