باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ / گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ / این درگه ما درگه نومیدی نیست / صد بار اگر توبه شکستی باز آ - ابوسعید ابوالخیر

ده فرمان
نویسنده وبلاگ : حمیدرضا عابدینی                                                                                      روز جمعه ۱٠ اسفند ۱۳۸٦   |  ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ
 

 

(The Ten Commandments)

 

1    Thou shalt have no other Gods before me.
2    Thou shalt not make unto thee any graven image.
3    Thou shalt not take the name of the Lord in Vain.
4    Remember the Sabbath and keep it holy.

5    Honor thy father and mother.
6    Thou shalt not kill.
7    Thou shalt not commit adultery.
8    Thou shalt not steal. 

9    Thou shalt not bear false witness.
10  Thou shalt not be envious.

 

خدا با موسی سخن گفت و این احکام را صادر کرد :

من خداوند، خدای تو هستم، همان خدایی که تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد کرد.

1. تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد.

2. هیچگونه بتی به شکل حیوان یا پرنده یا ماهی برای خود درست نکن. در برابر آن ها زانو نزن و آن ها را پرستش نکن. زیرا من که خداوند، خدای تو باشم، خدای غیوری هستم و کسانی را که با من دشمنی کنند، مجازات می کنم. این مجازات، شامل حال فرزندان آنان تا نسل سوم و چهارم نیز می گردد. اما بر کسانی که مرا دوست داشته باشند و دستورات مرا پیروی کنند، تا هزار پشت رحمت می کنم.

3. از نام من که خداوند، خدای تو هستم سو استفاده نکن. اگر نام مرا با بی احترامی به زبان بیاوری یا به آن قسم دروغ بخوری، تو را مجازات می کنم.

4. روز سبت را به یاد داشته باش و آن را مقدس بدار. در هفته شش روز کار کن، ولی در روز هفتم که "سبت خداوند" است هیچ کار نکن، نه خودت، نه پسرت، نه دخترت، نه غلامت، نه کنیزت، نه مهمانت و نه چهارپایانت. چون خداوند در شش روز آسمان و زمین و دریا و هرچه را که در آن هاست آفرید و روز هفتم دست از کار کشید. پس او روز سبت را مبارک خواند و آن را روز استراحت تعیین نمود.

5. پدر و مادرت را احترام کن تا در سرزمینی که خداوند، خدای تو به تو خواهد بخشید، عمر طولانی داشته باشی.

6. قتل نکن

7. زنا نکن

8. دزدی نکن

9. دروغ نگو

10. چشم طمع به مال و ناموس دیگران نداشته باش. به فکر تصاحب غلام و کنیز، گاو و الاغ، و اموال همسایه ات نباش

 

وقتی قوم اسراییل رعد و برق و بالا رفتن دود را از کوه دیدند و صدای شیپور را شنیدند، از ترس لرزیدند. آن ها در فاصله ای دور از کوه ایستادند و به موسی گفتند : تو پیام خدا را بگیر و به ما برسان و ما اطاعت می کنیم. خداوند مستقیما با ما صحبت نکند، چون می ترسیم بمیریم.

موسی گفت : نترسید چون خدا برای این نزول کرده، که قدرت خود را بر شما ظاهر سازد تا از این پس از او بترسید و گناه نکنید.

در حالی که همه ی قوم آنجا ایستاده بودند، دیدند که موسی به ظلمت غلیظی که خدا در آن بود، نزدیک شد...

 

 

منبع : کتاب مقدس، کتاب خروج


 


comment نظرات ()