باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ / گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ / این درگه ما درگه نومیدی نیست / صد بار اگر توبه شکستی باز آ - ابوسعید ابوالخیر

اسرار حق
نویسنده وبلاگ : حمیدرضا عابدینی                                                                                      روز جمعه ۳ اسفند ۱۳۸٦   |  ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ
 

صندوق

 

روزی یکی نزدیک شیخ (ابوسعید ابی الخیر) آمد و گفت: ای شیخ آمده ام تا از اسرار حق چیزی با من بنمایی.

شیخ گفت: بازگرد تا فردا!

فردا آن مرد بازگشت. شیخ بفرمود تا آن روز موشی بگرفتند و در حقه (قوطی) کردند و سر حقه محکم کردند. دیگر روز آن مرد باز آمد و گفت: ای شیخ آنچه وعده کرده ای بگوی!

شیخ بفرمود تا آن حقه را به وی دادند و گفت: زینهار تا سر این حقه باز نکنی!

مرد حقه را برگفت و به خانه رفت و سودای آتش بگرفت که آیا در این حقه چه سر است؟ هر چند صبر کرد نتوانست، سر حقه باز کرد و موش بیرون جست و برفت؛ مرد پیش شیخ آمد و گفت: ای شیخ من از تو سر خدای تعالی طلب کردم تو موشی به من دادی؟

شیخ گفت: ای درویش ما موشی در حقه به تو دادیم تو پنهان نتوانستی داشت سرّ خدای را با تو بگوییم چگونه نگاه خواهی داشت؟

 

 

منبع:کتاب اسرار التوحید

اثر محمد بن منور


 


comment نظرات ()